به وب سایت فارسی مرکز فرهنگی اسلامی شمال کالیفرنیا خوش آمدید
Home » Uncategorized » عبدالکریم سروش از درگذشت مریم میرزاخانی گفت

عبدالکریم سروش از درگذشت مریم میرزاخانی گفت

ICCNC: دکتر عبدالکریم سروش در بیست و ششمین نشست شرح دفتر نخست مثنوی که از سوی #مرکز_اسلامی_فرهنگی_شمال_کالیفرنیا و در #منلو_پارک برگزار می‌شود و پیش از شروع درس‌گفتار، به درگذشت دکتر #مریم_میرزاخانی اشاره کرد و درباره کیفیت زندگی و مرگ در این جهان و جایگاه آن مرحومه سخن گفت.

بر اساس این گزارش در این سخنرانی که عصر روز یکشنبه ، ۱۶ جولای برگزار شد دکتر سروش به کیفیت زندگی مرحومه میرزاخانی اشاره کرد و گفت که او بهره خود را از این دنیا بسیار بیشتر از ما ستاند و عمر چهل ساله او گویی که چهارصد سال بوده است.

سروش در مقدمه سخنانش گفت: درباره مرگ این نابغه نادره نازنین، مرحوم #مریم_میرزاخانی(این نکته را اشاره کنم) که حقیقتاً با درگذشت او، دل همه ما گریست، دل ایران گریست، دل دانشگاه‌ها گریست، دل عالم گریست، دل ریاضیات گریست، و غمی بود، خسارتی بود، زیانی بود برای جامعه ایرانی و جامعه بشری.

البته نظام عالم و تدبیر جهان به دست ما نیست و نمی‌دانیم که بر اساس چه حکمتی می‌گذرد و می‌گردد. امّا آنچه که نصیب ماست، اندوه و افسوس بسیار است و امیدواریم که از این گونه اندوه‌ها برای ما و ملّت ما کمتر رخ دهد.
#عبدالکریم_سروش با اشاره به این که سرمایه بزرگی را درباخته‌ایم و حق داریم که آزرده خاطر واندوهگین باشیم، گفت:من از مرگ این عزیز ارجمند حقیقتاً هم متأسفم، و هم متأسف نیستم.
متأسفم به سبب اینکه سرمایه بزرگی را از دست داده‌ایم؛ به درگاه خدا دعا کردیم، همه دعا کردیم، اما خداوند در اجابت دعوات الزامی و اجباری ندارد. او می‌داند که چرا بعضی را مستجاب می‌کند، چرا نمی‌کند! اما ما با دل‌های سوخته‌مان می‌توانیم به خداوند بگوییم که بیش از این دل ما را نسوزاند و در جزای رنجی که این مرحومه برد، پاداش بزرگی به او عنایت کند.فرشتگان را بفرستد تا او را در آغوش بگیرند و حیات معنوی پرکمالی نصیب او کند.این تأسف ماست.

این اندیشمند و مولوی پژوه درباره متاسف نبودن خود از این رخداد توضیح داد: چندان هم متأسف نیستم برای اینکه مریم رزق خودش را در این جهان به خوبی خورده بود. رزقش کلان‌تر از رزقی بود که نصیب ما شده است.
سروش عمر بلند  را یکی از رزق هایی دانست که خداوند نصیب  آدمی می‌کند و افزود: انواع نعمت‌هاو رزق‌های دیگر هم هست که آدمیان دارند، عمر بلند به تنهایی، به خودی خود، واجد چندان ارزشی نیست.
این کوه‌ها را ببینید، هزاران سال است که هستند بدون کمالی، بدون تغییری، بدون تحوّلی!
آدمی است که عمر می کند، و #عمر_یعنی_کمال_یافتن. و هر چه کمال آدمی کمتر، عمر او کوتاهتر، ولو صد سال، صد و بیست سال عمر کند.

Soroush mirzakhani

سروش سپس به خاطره‌ای اشاره کرد و گفت:جوانی پیش من آمده بود. گفت: یک دعایی شما به من بیاموزید که برای طول عمر باشد. گفتم: من بلد نیستم. این دعا را شاید در کتاب‌های دعا بتوانید پیدا کنید. ولی من  چیزی غیر دعا بلدم که به شما یاد می‌دهم تا عمر شما طولانی بشود.
گفت: چیست؟
گفتم:
یکی علم است، یکی هم عمل نیک.با این دو تا عمر آدمی بلند می‌شود، نه اینکه از نظر ماه‌ها و سال‌های نجومی، بلکه کیفیت عمر بالا می‌رود. یک شخص عالم هر یک روز عمرش، معادل ده روز عمر شخص جاهل است. یک سال عمرش معادل ده سال آن دیگران است.

وی افزود:مریمی که چهل سال عمر کرد، چهارصد سال عمر کرده در چشم من، و لذا متأسف نیستم. هم عمر بلندی داشت، هم انبانی پر از کمال و هم نام نیک و به قول #سعدی:

دو چیز حاصل عمر است نام نیک و صواب
وزین دو درگذری کل من علیها فان

به یاد داشته باشیم که همه رفتنی‌اند، همه رونده‌اند، و (مریم میرزاخانی) عمر بلندی و بحمدالله  رزق واسع و کلانی داشت.
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگیست این خواب گران
آدمی بر خویشتن باید نگران باشد که مبادا عمر بلندی را، ولی بی‌حاصل در این عالم سپری کند.

عبدالکریم سروش سپس غبطه خود بر مریم میرزاخانی اشاره کرد گفت:
من مطمئنم که مریم یکی از تجربه‌های ناب و نادر این عالم را با خویشتن داشته است و آن عبارتست از مواجهه پرجمال با حقیقت. من اندکی این را درک و حس می‌کنم کسانی که اهل کشف‌، اهل شهود و اهل دریافت‌های وجدانی‌اند، به خوبی می‌دانند که وقتی که احساس می‌کنند یک حقیقتی به آنها چهره می‌گشاید، حالا چه پس از زحمت‌های بسیار و چه ناگهان در اثر عنایت ویژه‌ای که نصیب آنها می‌شود، به دنبال چیزی می‌گردند و ناگهان آن چیز، چهره خندان خود را به آنها نشان می‌دهد، بهجتی نصیب آنها می‌شود که  حقیقتا قدر ده تا عمر است.

سروش کشف‌های مریم میرزاخانی را از چنین جنس‌هایی دانست و گفت: بنده از کشف‌هایی که مریم در ریاضیات کرده بود، سر درنمی‌آورم، ما ریاضی مان در حدّ جمع و تفریقی است که بلدیم. امّا می‌فهمیم که آن درک‌های عالی و متعالی نصیب او شده بود، و آن حقیقت‌هایی که پیدا کرده بود، و به قول خودش در این جنگل تاریکی که دویده بود، ولی در پایان جنگل ناگهان نور آفتاب ازپشت درخت‌ها ظاهر شده بود، چنانکه گفتم شادی‌ای نصیب او کرده بود،لبخندی بر لب او نهاده بود، بهجتی در دل اوافکنده بود که به صد عمرمی‌ارزد.

این اندیشمند معاصر در پایان گفت:صد نسل می‌گذرد که آدمیان بیایند و بروند تا یکی دو تا از آن میان چنین نصیب، چنین رزق واسع و چنین لطف کلانی نصیبشان بشود. به همین سبب، گرچه که متأسفیم، امّا مطمئنیم که او حظّ بزرگی ازاین عالم برد. میراث گرانقدری ازخود به جا نهاد. نام نیکی به جا نهاد، تحسین همگان را به خود جلب کرد، افتخاری آفرید و امیدواریم که در آن جهان هم زندگی معنوی پرکمالی را بعون الله ادامه دهد.
رحمت خداوند براو باد.
رحمت خداوند بر همه دوستان و عزیزان باد.
از خداوند میخواهیم که چنین عمر پربرکتی را و پربهجتی رانصیب ماهم بکند.

توضیح:‌فایل صوتی این بخش از سخنرانی دکتر سروش را در کانال تلگرام مرکز اسلامی فرهنگی شمال کالیفرنیا به نشانی لینک  می‌توانید بشنوید.

https://t.me/Iccnc